بسیاری از کسبوکارها تولید محتوای ویدیویی را شروع میکنند، اما بعد از مدتی احساس میکنند نتیجهای که انتظار داشتند به دست نیامده است.
گاهی مشکل کیفیت دوربین یا تدوین نیست. ممکن است ویدیو از نظر فنی خوب باشد، اما موضوع اشتباه انتخاب شده باشد، مخاطب مشخص نباشد یا اصلاً معلوم نباشد این محتوا قرار است چه کاری برای بیزنس انجام دهد.
در تجربه ما در Manisoft Media از کار با کسبوکارهای Toronto و GTA، بخش قابل توجهی از مشکلات تولید محتوا قبل از روشن شدن دوربین شکل میگیرند. شناخت این اشتباهات میتواند کمک کند زمان و بودجه تولید محتوا هدفمندتر استفاده شود.
محتوای بیشتر همیشه به معنی بازاریابی بهتر نیست
اگر هدف، مخاطب و نقش هر ویدیو مشخص نباشد، افزایش تعداد محتوا فقط باعث میشود همان اشتباه با حجم بیشتری تکرار شود.
اشتباه اول: شروع تولید محتوا بدون هدف مشخص
یکی از رایجترین اشتباهها این است که بیزنس تصمیم میگیرد «باید بیشتر ویدیو بگذاریم» اما مشخص نمیکند چرا.
هدف ممکن است Awareness، اعتمادسازی، معرفی خدمات، افزایش Website Visits، دریافت Lead یا پشتیبانی از یک Campaign باشد.
بدون مشخص بودن هدف، انتخاب موضوع، ساختار، CTA و حتی نوع فیلمبرداری سختتر میشود.
شناخته شدن
محتوا برای دیده شدن توسط مخاطبان جدید طراحی میشود.
اعتمادسازی
ویدیو تخصص، تجربه و واقعیت کسبوکار را نشان میدهد.
Lead
مخاطب به تماس، پیام، Quote یا Appointment هدایت میشود.
Campaign
ویدیو برای یک پیشنهاد و مخاطب مشخص طراحی میشود.
اشتباه دوم: تمرکز بیش از حد روی تعداد ویدیو
گاهی اولین سؤال یک بیزنس این است که «با این بودجه چند Reel میگیریم؟»
تعداد مهم است، اما نباید تنها معیار تصمیمگیری باشد.
چهار ویدیوی هدفمند که هرکدام پاسخ یک سؤال واقعی مشتری را بدهند میتوانند از ده ویدیوی مشابه و بدون نقش مشخص ارزشمندتر باشند.
بهتر است قبل از تعیین تعداد خروجی مشخص شود چه موضوعهایی واقعاً برای مخاطب اهمیت دارند.
اشتباه سوم: تلاش برای گفتن همهچیز در یک ویدیو
وقتی یک بیزنس میخواهد در یک Reel کوتاه تاریخچه شرکت، تمام خدمات، مزایا، قیمت، نمونهکار و CTA را جا بدهد، معمولاً پیام اصلی گم میشود.
هر ویدیو بهتر است یک وظیفه اصلی داشته باشد و مجموعه ویدیوها در کنار یکدیگر مسیر مخاطب را کامل کنند.
از یک ویدیو انتظار همهچیز نداشته باشید
یک محتوا ممکن است برای Awareness ساخته شود و محتوای دیگری برای پاسخ به سؤال مشتری. ویدیوی سوم میتواند اعتماد بسازد و ویدیوی چهارم مخاطب آماده را به Action هدایت کند. وقتی این نقشها از هم تفکیک شوند، پیام هر محتوا واضحتر میشود.
اشتباه چهارم: ساخت محتوا براساس چیزی که خود بیزنس دوست دارد، نه مشتری
صاحب کسبوکار طبیعتاً روی خدمات و ویژگیهایی تمرکز دارد که برای خودش مهم هستند.
اما مشتری ممکن است سؤالهای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
بهتر است موضوع محتوا از تماسها، پیامها، Consultationها و نگرانیهای واقعی مشتری استخراج شود.
قبل از انتخاب موضوع این سؤالها را بپرسید:
- مشتری قبل از خرید بیشتر چه چیزی میپرسد؟
- چه چیزی باعث تردید او میشود؟
- کدام قسمت از Service برای او نامشخص است؟
- چه تصور اشتباهی درباره این حوزه وجود دارد؟
- مشتری بعد از دریافت خدمت معمولاً چه چیزی را تازه متوجه میشود؟
اشتباه پنجم: شروع ویدیو با مقدمه طولانی
در Social Media زمان زیادی برای جلب توجه ندارید.
اگر ویدیو با معرفی طولانی نام، سمت، شرکت و توضیحاتی که هنوز برای مخاطب اهمیتی ندارند شروع شود، احتمال دارد قبل از رسیدن به اصل مطلب از ویدیو خارج شود.
در بسیاری از محتواها بهتر است ابتدا مسئله یا سؤال مخاطب مطرح شود و معرفی برند در ادامه به شکل طبیعی اتفاق بیفتد.
اشتباه ششم: نداشتن Hook مشخص
Hook قرار نیست حتماً هیجانی یا اغراقآمیز باشد.
Hook خوب فقط باید به مخاطب دلیل بدهد چند ثانیه دیگر بماند.
| شروع عمومی | شروع مشخصتر |
|---|---|
| امروز میخواهیم درباره Renovation صحبت کنیم | قبل از شروع Basement Renovation این اشتباه میتواند هزینه زیادی ایجاد کند |
| امروز درباره یکی از خدماتمان توضیح میدهیم | اگر بین این دو Treatment مردد هستید، اول این تفاوت را بدانید |
| سلام، ما یک Restaurant در Toronto هستیم | این غذا یکی از آیتمهایی است که بیشتر مشتریها برای بار دوم سفارش میدهند |
اشتباه هفتم: کپی کردن Trend بدون ارتباط با بیزنس
Trend میتواند ابزار مفیدی باشد، اما فقط زمانی که بتوان آن را با هویت برند و مخاطب واقعی مرتبط کرد.
اگر یک ویدیو فقط برای گرفتن View ساخته شود و هیچ ارتباطی با خدمات، مشتری یا Positioning برند نداشته باشد، ممکن است Reach ایجاد کند اما ارزش تجاری کمی داشته باشد.
برای یک کسبوکار محلی، مخاطب درست معمولاً از مخاطب زیاد مهمتر است.
اشتباه هشتم: تولید ویدیوی زیبا بدون پیام
Slow Motion، نور خوب، حرکت دوربین و Music میتوانند کیفیت بصری ایجاد کنند، اما سؤال اصلی همچنان باقی است: مخاطب بعد از دیدن ویدیو چه چیزی فهمید؟
مخصوصاً در خدماتی که نیاز به اعتماد و توضیح دارند، تصویر زیبا بهتر است در خدمت یک پیام مشخص باشد.
محتوای شما فقط دیده میشود یا مشتری هم ایجاد میکند؟
از ویدیو و عکاسی تا محتوای شبکههای اجتماعی، برای کسبوکارتان محتوایی تولید میکنیم که با هدف مشخص وارد مسیر رشد شود.
اشتباه نهم: استفاده نکردن از B-Roll واقعی
بعضی بیزنسها بخش زیادی از ارزش تصویری خودشان را نادیده میگیرند.
فضای واقعی، کارکنان، محصول، ابزار، مراحل کار و تعامل واقعی با مشتری میتوانند محتوای بسیار ارزشمندی باشند.
این تصاویر علاوه بر یک Reel، میتوانند در چند محتوای دیگر، Website و Portfolio استفاده شوند.
اشتباه دهم: فقط صحبت جلوی دوربین
Talking Head میتواند بسیار مؤثر باشد، اما اگر تمام محتوا فقط یک فرد ثابت در یک کادر ثابت باشد، بعد از مدتی صفحه یکنواخت میشود.
میتوان Talking Head را با B-Roll، پروژه، محیط، Product Shots، Screen Recording، Before & After یا نماهای واقعی تیم ترکیب کرد.
اشتباه یازدهم: نداشتن Content Library
اگر هر بار برای ساخت یک ویدیو مجبور باشید همه چیز را از صفر شروع کنید، تولید محتوا دشوارتر و پرهزینهتر میشود.
در یک Session خوب بهتر است علاوه بر خروجیهای مشخص، تصاویر عمومی و قابل استفاده آینده نیز ثبت شوند.
- نمای محیط
- تیم در حال کار
- Close-up خدمات یا محصولات
- Logo و Branding
- تعامل با مشتری
- جزئیات فرآیند کار
اشتباه دوازدهم: انتشار محتوا بدون مسیر بعدی
گاهی ویدیو خوب است و حتی مخاطب علاقهمند میشود، اما بعد از آن هیچ مسیر واضحی وجود ندارد.
Profile ناقص است، Website اطلاعات کافی ندارد یا مشخص نیست مشتری برای Consultation، Booking یا Quote باید چه کاری انجام دهد.
محتوا بخشی از مسیر بزرگتر رشد بیزنس است. برای دیدن ارتباط ویدیو با Website، اعتمادسازی و سایر مراحل، صفحه مراحل رشد یک بیزنس در تورنتو میتواند تصویر کاملتری ارائه دهد.
اشتباه سیزدهم: انتظار فروش مستقیم از همه محتواها
همه محتواها قرار نیست مستقیماً Lead ایجاد کنند.
یک ویدیو ممکن است اولین تماس مخاطب با برند باشد. محتوای بعدی تخصص را نشان دهد و یک Case Study اعتماد بیشتری ایجاد کند.
اگر همه ویدیوها با پیام مستقیم «همین حالا خرید کنید» ساخته شوند، فرصت آموزش و اعتمادسازی از دست میرود.
اشتباه چهاردهم: نداشتن CTA یا استفاده از CTA نامناسب
از طرف دیگر، بعضی ویدیوها دقیقاً جایی که باید قدم بعدی را مشخص کنند بدون CTA تمام میشوند.
CTA باید با وظیفه محتوا هماهنگ باشد.
CTA نرم
- این ویدیو را Save کنید
- بخش بعدی را ببینید
- راهنمای کامل را در Website بخوانید
CTA مستقیم
- Appointment رزرو کنید
- برای Quote تماس بگیرید
- برای Consultation پیام بدهید
اشتباه پانزدهم: اندازهگیری موفقیت فقط با Like و View
یک ویدیوی موفق برای بیزنس الزاماً ویدیویی نیست که بیشترین Like را گرفته باشد.
بسته به هدف، Metrics دیگری مثل Watch Time، Saves، Shares، Profile Visits، Website Visits، Calls یا Leads میتوانند مهمتر باشند.
اگر KPI از ابتدا مشخص نباشد، احتمال دارد محتوای مفید را اشتباهاً ضعیف و محتوای نامرتبط را موفق تلقی کنیم.
اشتباه شانزدهم: فیلمبرداری بدون برنامه برای انتشار
گاهی چندین ویدیو تولید میشود اما بعد از تحویل مشخص نیست چه زمانی و با چه ترتیبی منتشر شوند.
بهتر است قبل از تولید بدانیم:
- کدام محتوا Awareness است؟
- کدام محتوا آموزشی است؟
- کدام محتوا Trust ایجاد میکند؟
- کدام محتوا Offer دارد؟
- کدام محتوا قابلیت استفاده در Website دارد؟
در این حالت مجموعه ویدیوها یک سیستم میشوند، نه فقط چند فایل مستقل.
اشتباه هفدهم: فیلمبرداری زیاد و استفاده کم از فایلها
گاهی ساعتها B-Roll و Footage ضبط میشود اما فقط بخش کوچکی از آن استفاده میشود و بقیه بدون دستهبندی باقی میمانند.
بهتر است قبل از Session بدانیم کدام تصاویر برای کدام محتوا لازم هستند و چه تصاویر عمومیای باید برای Content Library گرفته شوند.
این کار باعث میشود زمان فیلمبرداری بهینهتر استفاده شود.
نمونههای واقعی تولید محتوای ویدیویی Manisoft
در ادامه میتوانید بخشی از جدیدترین پروژههای ویدیویی Manisoft را ببینید. این مجموعه با اضافه شدن پروژههای جدید بهروزرسانی میشود و با گزینه Load More میتوانید نمونههای بیشتری را در همین صفحه مشاهده کنید.
اشتباه هجدهم: نادیده گرفتن Location
برای یک کسبوکار محلی، محل فعالیت میتواند بخشی از اعتبار و Story برند باشد.
اگر Restaurant، Clinic، Store یا پروژه ساختمانی دارید، گاهی بهتر است مخاطب فضای واقعی را ببیند.
در بعضی پروژههای Property، Construction یا فضای بیرونی، فیلمبرداری و عکاسی هوایی با درون در تورنتو نیز میتواند اطلاعات و زاویهای اضافه کند که با فیلمبرداری زمینی قابل ثبت نیست.
اشتباه نوزدهم: ساخت همه ویدیوها با یک فرمت
اگر تمام محتواها Talking Head، تمامشان Cinematic یا تمامشان Trend باشند، بعد از مدتی صفحه یکنواخت میشود.
برنامه محتوایی میتواند ترکیبی باشد:
| فرمت | کاربرد |
|---|---|
| Talking Head | آموزش و پاسخ مستقیم |
| Behind the Scenes | نشان دادن واقعیت بیزنس |
| Case Study | نمایش تجربه و پروژه واقعی |
| Before & After | نمایش تغییر یا نتیجه |
| FAQ | رفع سؤال و تردید |
| Brand Content | تقویت هویت و شناخت برند |
اشتباه بیستم: تقلید از رقیب بدون توجه به موقعیت خودتان
دیدن محتوای رقبا میتواند برای تحقیق مفید باشد، اما کپی کردن ساختار آنها همیشه منطقی نیست.
ممکن است Audience، Positioning، Budget، Location یا هدف رقیب کاملاً متفاوت باشد.
موضوع محتوا باید از استراتژی خود بیزنس و سؤالهای مشتری واقعی استخراج شود.
اشتباه بیستویکم: فکر کردن به Production بدون فکر کردن به Distribution
ساختن ویدیو پایان کار نیست.
بعد از تولید باید مشخص شود محتوا کجا منتشر میشود، آیا فقط Organic است، آیا روی Website قرار میگیرد و چه بخشهایی از آن قابلیت استفاده مجدد دارند.
تولید، انتشار، Website و سایر کانالهای بازاریابی باید تا حد ممکن با هم هماهنگ باشند.
اشتباه بیستودوم: انتظار نتیجه سریع از چند پست محدود
یک یا دو ویدیو میتوانند عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، اما ساخت اعتماد و حضور برند معمولاً به استمرار نیاز دارد.
استمرار به این معنی نیست که هر روز محتوا منتشر شود؛ یعنی مخاطب وقتی دوباره با برند روبهرو میشود، محتوا و حضور معناداری برای بررسی وجود داشته باشد.
اشتباه بیستوسوم: وابسته کردن تمام محتوا به تیم فیلمبرداری
همه محتواها نیاز به Production حرفهای ندارند.
بیزنس میتواند Story، اتفاقات روزمره و بعضی پشتصحنهها را خودش ثبت کند و برای محتوای اصلی، Brand Assets و ویدیوهای مهمتر از Production حرفهای استفاده کند.
ترکیب این دو معمولاً هم استمرار بیشتری ایجاد میکند و هم کیفیت اصلی برند حفظ میشود.
اشتباه بیستوچهارم: جدا دیدن تولید محتوا از رشد بیزنس
ویدیو ابزار قدرتمندی است، اما تنها ابزار نیست.
ممکن است بیزنس Content خوبی داشته باشد اما Website ضعیف، Offer نامشخص یا حضور ضعیفی در Search داشته باشد.
اگر میخواهید ببینید چه سرویسهایی میتوانند در کنار تولید محتوا برای یک بیزنس موردنیاز باشند، صفحه خدمات و راهکارهای رشد کسبوکار نمای کلی این مسیر را نشان میدهد.
پس یک سیستم تولید محتوای بهتر چه شکلی دارد؟
قرار نیست سیستم پیچیدهای باشد.
هدف
بدانیم محتوا چرا ساخته میشود.
مخاطب
بدانیم برای چه کسی صحبت میکنیم.
تولید
تصاویر و پیام مناسب همان هدف ثبت شوند.
اندازهگیری
ببینیم چه چیزی کار کرده و چه چیزی باید تغییر کند.
تولید محتوا برای کسبوکارهای Toronto و GTA
اگر قرار است برای تولید ویدیوی کسبوکار خود هزینه و زمان صرف کنید، بهتر است هر Session بخشی از یک برنامه مشخص باشد؛ نه فقط یک روز فیلمبرداری.
در صفحه خدمات تولید محتوا در تورنتو میتوانید نمونهکارها، پلنها و نحوه همکاری Manisoft Media با کسبوکارهای Toronto و GTA را مشاهده کنید.
جمعبندی؛ بسیاری از اشتباهها قبل از فیلمبرداری قابل پیشگیری هستند
مهمترین اشتباه در تولید محتوا معمولاً انتخاب دوربین اشتباه یا نوع تدوین نیست.
مشکل زمانی ایجاد میشود که هدف، مخاطب، پیام و مسیر بعد از محتوا مشخص نباشند.
اگر هر ویدیو وظیفه خودش را داشته باشد، موضوعها از نیاز واقعی مشتری انتخاب شوند، انتشار و اندازهگیری بخشی از برنامه باشند و تولید محتوا در کنار سایر اجزای رشد بیزنس قرار بگیرد، احتمال استفاده بهتر از زمان و بودجه بسیار بیشتر میشود.